دن كاسمورو

ماشادو د آسيس

عبدا... كوثري

انتشارات ني

راوي اكنون كه به اواخر سنين ميان سالي رسيده دست به قلم گرفته و از روزگار و سرنوشت خويش مي نويسد . از زماني كه بچه بود و همبازي وي كاپيتو دختر همسايه شان از عشقشان به هم چرخش روزگار نقشه هاي مادرش براي كشيش شدن وي و اينكه حوادث به چه سمتي مي رود و عشق او و كاپيتو به كجا مي رسد .

قشنگ بود اون حالت فصل فصلاي كوچيك با عناوين جالب قسمت هاي شايد يك جورايي غير مهم كه حتي روش كليد مي كرد و توضيح مي داد لحن قلمش جالب بود همه من خوشم اومد . فقط آخر داستان را دوست نداشتم اين كه همه چيز شفاف نشد دلم مي خواست يك جورايي داد زده بشه انگار جوري نباشه كه وانمود بشه اينا توهمه مرده يا .....

خوب از آسيس خاطرات پس از مرگ را معرفي كرده بودم قبلا و توي تازه هاي نشر يك كتاب تجديد چاپ شده از ايشونم بود و دليلي شد تا سري بزنم بهش مجددا .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

دروغ گفتن گاهي عملي غير ارادي مثل عرق كردن است .

زندگي پر از بايد و نبايدهايي است كه ما هر قدر هم كه مشتاق فرار از آنها باشيم ، رعايتشان مي كنيم .

ارزش هر شخص را توجه و محبت ما تعيين مي كند .

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393ساعت 13:20 توسط فرانک |

نام ناپذیر

 

سامویل بکت

سهیل سمی

 

انتشارات ثالث

اینم سومین کتاب این مجموعه سه گانه . این دیگه واقعا سخت بود یک راوی گیج شاید به پچی زسیده که شخصیت های دو کتاب قبلی را هم می شناخت و پریشان در مورد خودش و اونا حرف می زد . راسش بیشتر نفهمیدم که بخوام بگم در نتیجه دوسشم نداشتم اصلا سبک من نیست این کتابا . 

 

قسمت زیبایی از کتاب

من ، موجودی که درباره اش هیچ چیز نمی دانم ، می دانم که چشمانم بازند ، چون اشکهایشان بی وقفه سرازیرند .

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آذر 1393ساعت 17:23 توسط فرانک |

مالوي 

ساموئل بكت

سهيل سمي 

انتشارات ثالث

مالوي در اتاقي است كه مادرش روزهاي اخر عمرش را گذرانده و اكنون او نيز گيج ، مبهم و پريشان از خودش از روزهايي كه طي كرده مي نويسد از تجربياتش . در قسمت دوم هم شرح سفر كارآگاهي است كه قرار است مالوي را پيدا كند .

بكت يك سه گانه داره مالوي ، مالون مي ميرد و نام ناپذير كه مالون مي ميرد را قبلا معرفي كردم و اين دو تاي ديگه هم جز تازه هاي نشر هستند كه الان رفتم سراغشون . راستش من چندان كتاب را دوست نداشتم . البته قلم نويسنده خيلي روان و خوبه يعني توي همين گيجي و هذيان گويي ها بازم از خوندنش لذت مي بريد ترجمه اش هم واقعا حرف نداره و بيسته . اگر بخواهيد عميق و مفهمومي بخونيد خوب يك مقداري مجموعه سنگيني هست و كنكاش زياد مي خواد كه خوب راسش من اصلا مد نظرم نبود ( شايد برگرده به شرايط الانم و مشكلي كه هنوز حل نشده ) و اذيتم مي كرد و اصلي تر اينكه كلا اين موضوع با سليقه شخصي من سازگاري نداره .  

قسمت هاي زيبايي از كتاب

در برابر حركت خيرخواهانه هيچ دفاعي وجود ندارد ، دست كم ، من هيچ شيوه ي دفاعي اي در برابرش نمي شناسم .

دليل اين كه احساس كردم ذله شده ام اين بود كه عاقبت به مقصد رسيده بودم ، اگر يك مايل ديگر تا مقصد فاصله بود ، يك ساعت بعد ذله مي شدم .

مسئله ي مهم همان گام نخست است . گام دوم به اندازه ي گام اول اهميت ندارد .

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 8:14 توسط فرانک |

 

بعد ديگر نمي توان خوابيد 

 

 

ناتاشا اميري 

 

 

انتشارات چشمه

پندارهاي يك دكتر منزوي : دكتر زنان و زايماني كه مخالف افزايش نسل است .

مرگ آباد : عده اي از افراد جامعه خوره گرفته و از بقيه جدا شده اند .

از جنس غبار : زن كه شكست عشقي خورده پيش روان پزشك رفته و ...

كوچه هاي تاريك پيچ در پيچ : دختر دچار عشق مرد متاهلي شده و ...

تا اين جا... تا بعد : وقتي مرد از اتولوس پياده مي شود زني مي خواهد به زور او را سوار كند

خيابان ب : خياباني كه برخي افراد درون ان غيب مي شوند .

از چيزي كه هستي بترس : مرد همسرش ماهرو و دوست بزرگ سالش كيانا

ارتفاع : دو دختر كه براي ديدن ماكن هاي تاريخي به تبريز رفته اند

بعد ديگر نمي توان خوابيد : يادآوري لحظات يك تصادف و ادامه زندگي و ...

كاكتوس ، سيگار و هنرمند پسامدرن : نویسنده ای زده شده از محیط ادبی

اولين و آخرين بار : تجربه شخصی خانم امیری در ملاقات با کمند کاویانی!

از خانم ناتاشا اميري قبلا دو تا مجموعه داستان كوتاه معرفي كردم كه بد نبودند و يك رمان كه چندان دوسش نداشتم توي تازه هاي نشر كتاب جديدي هم از ايشون بود كه سراغش رفتم اما اين يكي را اصلا دوست نداشتم به نظرم مي خواسته خاص بنويسه يك جورايي پيچيده نوشته شده درهم موضوعات ذهني كه هي عقب و جلو مي شه تكه تكه نويسي به دل من اصلا ننشست يك جورايي به نظرم روان نبود يعني سبكش با خودت نمي بردت بلكه يك جورايي نگهت مي داشت انگار كامل توش جا نيفتاده باشه . من كه بعضي داستان ها را در كل نفهميدم چي به چيه بقيه را هم با لذت نخوندم . اسامي شخصيت ها هم خيلي خاص انتخاب شده بود .  

 

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

نمي شه منتظر موند تا مشكلات حل شه و بعد زندگي كرد .

 

همه ي راه ها را هم كه برودم باز سر جاي اولم باز مي گردم و پيش نهادهاي مفيد و فلسفه بافي به قصد متقاعد كردنم را به باد مي دهم .

 

فقط وقتي واقعيت را قبول كني برنده مي شي . فقط حواست باشه وقتي توي زندگي بقيه سرك مي كشي ، با خودت چي كار مي كني .

 

دوستي بيش از اندازه مثل دشمكني ترسناكه .

 

تا اتفاقي نيفتاده باشد همه چيز يك طور ديگري است اما وقتي افتاد ، افتاده .

 

به زور مي شه چيزي را گرفت ولي نمي شه نگهش داشت .

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آذر 1393ساعت 13:16 توسط فرانک |

آخرين برگ

ا. هنري

عبدالعباس سعيدي

انتشارات تهران

داستان هاي مثلث اجتماعي ، آخرين برگ ، اتاق مبله ، در سبز ، هديه كريسمس و ليست غذاهاي بهاري را قبلا معرفي كردم .

كف دست توبين : مرد پيش كف بين مي رود و اتفاقات جالبي براي او پيش بيني مي شود .

مدارس و شورا : دخترك كه پدرش مرده پيش عمويش براي زندگي مي رود كه دختر ديگري نيز در آنجاست.

نيم رخ جادويي : زن ثروت مند خسيس از دخترك تايپيست مي خواهد با او زندي كند .

رديف ساختمان هاي خاك آجر : مرد ثروت مند به خاطر چند امضا مجبور شده سفرش را عقب بيندازد .

پرفروش ترين كتاب : مرد در قطار دوستش را مي بيند كه در حال خواندن

خوب اينم يك كتاب ديگه از ا. هنري عزيزو بستن پرونده اش . اين كتاب هم قشنگ بود همون حالت قبلي داستان هاي اتفاق محور و در حقيقت نقطه عطفي در پايان داستان در عين حال سبك ساده و آروم . البته من انتخاب هاي دو تا كتاب قبلي را بيشتر دوست داشتم اما اينم خوب بود .

در مورد خود ا. هنري هم مي تونم بگم خواننده و موسيقي دان خوبي بوده و حتي خودش گيتار مي زده . در ضمن اينكه از بچگي عاشق كتاب خوندن بوده و كتاب مورد علاقه اش هم هزار و يك شب بوده .

+ نوشته شده در دوشنبه دهم آذر 1393ساعت 8:40 توسط فرانک |

 

آخرين خنياگر

ا. هنري

علي فاميان

انتشارات نيستان

ذهن و آسمان خراش : دخترك دو عاشق دارد فيلسوف و دكه دار .

آخرين خنياگر : خنياگر در خانه مرد پيري زندگي مي كند كه اكنون مورد ظلم واقع شده .

استاد بشردوست رياضيات : دو مرد كه سرمايه اي به دست اورده اند قرار است كمك بشردوستانه بكنند .

پول آزادسازي رئيس قرمز : دو مرد پسر بچه اي را مي دزدند تا از پدرش پول بگيرند .

اعترافات يك طنزنويس : حسابدار بعد از مدتي وارد حيطه طنزنويسي مي شود .

نيرنگ هارگريوز : مرد از شخصيت رئيس پانسيون براي نمايشش استفاده مي كند .

قانون ناكارآمد : چهار مردي كه عاشق يك زنند .

خانه ها و ساكنانش : مرد روزي شك مي كند كه همسرش چطور پول خرج مي كند .

حاكم مردم : مرد مي خواهد به هر طريق شده رئيس يك انقلاب يود .

عرضه و تقاضا : سفيدپوست در امريكاي لاتين گرد طلا را از مردم مي گيرد و به انها قناعت مي آموزد .

پليس و سرود كليسا : مرد فقير مي خواهد به هر نحو شده به زندان بيفتد .

گنجشك هاي ميدان مديسن : مرد به ميدان مديسن مي رود تا مقاله اي در مورد گنجشك ها بنويسد .

شاهدخت و شيركوهي : شاهدختي كه عاشق شكار كردن است

قلب ها و دست ها : دزد و كلانتري كه معلوم نيست كدام كدام است

سيب اسرار آميز : چند مسافر كه در راه برفي مي مانند .

پس از بيست سال : دو دوست قرار مي گذارند بعد از بيست سال همديگرو ببينند .

چراغ فروزان : دو دختر دهاتي كه براي كار به شهر مي روند و روياهاي مختلفي دارند .

عكس يادگاري با رئيس جمهور : گزارشگر روزنامه محلي راهي كاخ سفيد مي شود .

وقتي همه با هم مهربان مي شوند : دزدي كه به خانه اي مي رود كه صاحبخانه رماتيسم دارد .

درس عبرت داگرتي : مرد ورزشكاي كه چندان دوست نداشت زنش در اجتماع بگردد .

پاندول : مرد وقتي وارد خانه مي شود متوجه مي شود همسرش براي عيادت مادر مريضش رفته .

كميت نامعلوم : پسر مي خواهد ثروت نامشروع پدر را حلال كند .

اينم يك مجموعه داستان ديگه از آقاي ا.هنري اينم ساده جذاب و هيجان انگيز . داستان كوتاهاش را واقعا دوست دارم غافلگيرت مي كنه خوبم نوشته شده ترجمه آقاي فاميانم واقعا يك دست و دلپذيره .

در مورد ا. هنري بايد بگم در بچگي مادرش را از دست مي ده و پدرشم پزشك بوده . خودشم در 19 سالگي مجوز داروسازي مي گيره . اما در هر صورت آدم پول نگه داري نبوده و حتي زماني كه گرون ترين نويسنده امريكا هم بوده بازم مفلس بوده . الان يك جايزه ادبي هم به نام ا.هنري وجود داره .

قسمت زيبايي از كتاب

با گرفتن هر امتياز به صورت صدقه ، انسان چيزي از ذخيره ي غرورش مي كاهد .

+ نوشته شده در یکشنبه نهم آذر 1393ساعت 14:11 توسط فرانک |

 

نان زنان افسونگر

ا.هنري

علي فاميان

انتشارات نيستان

نان زنان افسونگر : زن مشتري هنرمندي دارد كه گويا فقير است .

ماجراي عشقي يك كارگزار پركار بورس : رئيس عاشق منشي اش شده .
گشت و گزار در عالم حافظه پريشي : وكيل بعد از كار زياد دچار فراموشي مي شود

اتاق مبله : مرد در اتاقي كه كرايه كرده حضور دختر مورد علاقه اش را حس مي كند

داستان اسكناس ده دلاري آلوده : اينم داستان گشت و گزار يك اسكناسه

تراژدي در هالم : مردي كه همسرش را كتك مي زند

نيويوركي شدن : مرد در مورد شهرها مي نويسد

گزارش شهري : مرد به شهري رفته تا با يك زن براي نوشتن در روزنامه قرارداد ببندد .

دو مرد در روز شكرگزاري : مرد ثروت مندي كه هر سال روز شكرگزاري به مرد فقير غذا مي دهد .

وجدان كاري : دزدي كه چيزي به اسم وجدان كاري دارد .

تحول مارتن برني : مرد پولي براي خريد توتون نداشته و از رئيسش عصباني است .

مثلث اجتماعي : افرادي كه ارزوي دست دادن با يكديگر را دارند .

در سبز : مردي كه در حال پخش كارت هاي دندان پزشكي است به قهرمان داستان ما كارتي مي دهد كه رويش نوشته در سبز .

هديه شعبده بازها : هديه زن و شوهر عاشق به هم

آخرين برگ : دخترك معتقد است با افتادن اخرين برگ خواهد مرد

كارت بهاري : دختر تايپيست خبري از نامزدش ندارد

جهان وطني در كافه : مردي كه تمام دنيا را گشته و خود را متعلق به شهري خاص نمي داند

از روي صندلي راننده تاكسي : راننده همه كس را به شكل كرايه مي بيند .

خوب من در حال خوندن كتاب هاي جديد از نويسنده هايي هستم كه مي شناختم و هنوزم تمام نشده اما بينش يك گريزي زدم به او هنري نويسنده مشهوري كه از توي ليست كلاسيك هاي من باقي مونده بود. او هنري نويسنده آمريكايي كه اسم اصليش سيدني پرتر هست و داستاناش سبك خاصي داره كه گره داستان در اخر يك دفعه معلوم ميشه .

كتاب قشنگي بود واقعا از اين اتفاق ناگهاني اخر داستان خوشم مي يومد ساده و روان هم نوشته شده كاملا سرگرم كننده و جذاب .

+ نوشته شده در شنبه هشتم آذر 1393ساعت 8:54 توسط فرانک |

 

هنگامي كه نيچه گريست

اروين . د . يالوم

كيومرث پارساي

انتشارات جامي

دكتر بروئر پزشك معروفي هست كه وارد حيطه روان شناسي نيز شده و تصميم داشته دختري به نام برتا را درمان كند كه خود وابستگي هاي عاطفي با وي پيدا كرده و زندگي خانوادگيش دچار تنش شده . لو سالومه نيز دختري است كه نيچه زماني عاشق او مي شود و از وي خيانت مي بيند سالومه طي تماس با بروئر از وي مي خواهد به نيچه براي درمان نا اميدي اش كمك نمايد .

قشنگ بود البته خيلي خيلي سنگينه خيلي دقت مي طلبه يعني كتاب مفرح و لطيفي نيست بيشتر چالشيه اما ارزش خوندو داره واقعا به خصوص كه اخرش اقاي يالوم مي ياد و خيلي شفاف توضيح مي ده چه قسمتي واقعي هست چه قمتي نيست و ......

اينم از پرونده آقاي يالوم .

قسمت هاي زيبايي از كتاب

مي خواستم كتاب هاي تو را بخوانم . آه ، ارسال اين همه اطلاعات به مغز آن هم از روزنه سه ميليمتري وسط عنبيه ، چه رنج بي پاياني .

تنها اقتداري كه ارزش پذيرفتن دارد ، منطق است .

درك كردن افراد مفهومي جز بخشيدن آنها ندارد .

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم آذر 1393ساعت 12:19 توسط فرانک |

 

نظارت دقيق قطارها

بهوميل هرابال

عدنان غريفي

انتشارات افراز 

داستان در زمان حمله آلمان ها اتفاق مي افته . قهرمان داستان پسرك جواني است كه در ايستگاه قطار كار مي كنه و هر چند كتاب كوتاهي هست خود داستان گريزهاي زيادي مي زنه به درگير شدن پسرك با آلمان هاي اشغالگر به ياداوري خاطرات پدربزرگش در اين نبرد به رفتار افراد مختلف توي اون شرايط و ....

خوب اينم يكي ديگه از تازه هاي نشر از آقاي هرابال . بد نبود خوب كنار هم چيدن اين قسمت هاي مختلف را خيلي خوب انجام داده تصورات ذهنيشم قشنگه اما لحنش اونقدرا گيرا نيست يعني اگر موضوع كتاب جز لاقه مندي هاتون نباشه خيلي شما را نمي گيره اما اگر موضوع كلي را دوست داشته باشيد كتابم دوست خواهيد داشت . لحنش براي من جذاب نبود نمي گرفتم چندان .  

پ . ن : دوستاي خوبم من توي يك مشكل يك جور دو راهي بدي گير كردم ميشه لطف كنيد مثل هميشه برام دعا كنيد . خيلي محتاج دعاهاتونم

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 8:55 توسط فرانک |

همه ي ترس هايم  

بهوميل هرابال

شيما روحاني  

انتشارات ترانه

از آقاي هرابال قبلا تنهايي پرهياهو را معرفي كرده بودم و توي تازه هاي نشر كتاب هايي از ايشونم ديدم كه با توجه به تجربه موفق قبلي بي ترديد سراغش رفتم اما خوب از اين كتاب خوشم نيومد در حقيقت نخوندمش انگار برگش زدم روخواني نمودم و ..... كتاب داستان نداره بلكه يك جور گفت و گو و در حقيقت نامه نگاري به دبنكا دانشجوي امريكايي الهام بخش هرابال است كه توي اين نامه ها مي آيد به وقايع مختلف اون روزگار اشاره مي كنه و احساسات و تفكراتش را بيان مي كنه .

نمي خوام بگم بد نوشته خسته كننده يا هر چيز ديگه اي بلكه كلا چنين موضوعي اصلا و اصلا مورد دلخواه من نيست همين .   

قسمت زيبايي از كتاب 

هر آنچه كه انجام شده و تمام شده ديگر به وضع قبلي اش بر نمي گردد .

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393ساعت 8:9 توسط فرانک |

مطالب قدیمی‌تر