X
تبلیغات
معرفی کتاب

زنان مهتابی ، مرد آفتابی

 

چیستا یثربی

 

انتشارات نامیرا

کتاب شامل دو نمایش نامه است اول زنان مهتابی ، مرد آفتابی که با نگاه به 4 داستان عطار نیشابوری نوشته شده و حکایت عارفی است که اجساد دخترانی را در حجره اش می یابد . این نمایش در جشنواره تئتار فجر بیشترین تعداد جوایز را از آن خودش کرد از جمله جایزه اول نمایش نامه نویسی .

دو مرغ آخر عشق که بر اساس منطق الطیر عطار و دو داستان از الهی نامه نوشته شده و داستان عشق و عاشقی و حیات مجدد به خاطر عشق است .

اصلا خوشم نیومد به همون دلیل شدید سمبلیک بودند که من باهاش رابطه ای ندارم و خوب درکش نمی کنم در ضمن این که کلا عطار و عرفان و این جور چیزا هم چندان مورد علاقه من نیست .

خانم یثربی از نویسنده های تهرانی کشور هستند .

پ . ن : دارم می رم مسافرت مدتی نیستم

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 23:6 توسط فرانک |

یک شب دیگر هم بمان سیلویا

 

چیستا یثربی

 

انتشارات قطره

سیلویا پلات شاعر آمریکایی هست که با بیماری افسردگی دست به گریبان بوده با شاعر بزرگ تد هیوز ازدواج می کنه و نهایتا هم خودشو می کشه که خیلی ها دلیل اون را بی بند و باری شوهرش می دونند این نمایش هم یک گذری هست بر همین مطالب

دوست نداشتم خیلی نمادین بود و من این مدل داستان یا نمایش نامه را نمی پسندم . البته این نمایش نامه از آثار تحسین شده جشنواره فجر و نمایش منتخب هیئت بازبینی اون جشنواره بوده و در جشن خانه تئاتر هم بازیگر زن این نمایش عنوان بهترین بازیگر را از آن خودش می کنه .

 

قسمت زیبایی از کتاب

خدایا بهت احتیاج دارم ، به عشقت ، به گرمات ، به کلمه ت ، یه چیزی بگو خدا ، یه چیزی بگو ...

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 20:32 توسط فرانک |

زنی که تابستان گذشته رسید

 

چیستا یثربی

 

انتشارات قطره

پسر بزرگ خانواده سیاوش فوت کرده پدر معتقد است او به قتل رسیده و خانواده از هم پاشیده مادر افسرده است پسر و دختر کوچک تر ناشادند و همه رویای پدر درباره سیاوش است . در همین زمان است که مرجان مستاجری برای اتاق سیاوش از راه می رسد و ...

خوشم نیومد از این یکی . شاید این دیدش جالب بود این که یک انسان را یک حقیقت را هر کدوم یک جور می بینیم اما در مجموع برای من چیز خاصی نبود از روندش زیاد راضی نبودم گرم نبود انگار آدم به فکر دنباله قصه نبود .

خانم یثربی دکترای روان شناسی از دانشگاه الزهرا دارن .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

بعضی وقتا چیزا اون جوری پیش نمی ره که آدم دلش می خواد ، یعنی اصلا یه جور دیگه می شه ، انگار آدم داره خواب می بینه ...

 

خیلی وقتا آدم نمی دونه چه مرگشه . آدم دلش می خواد درباره ش با یکی حرف بزنه ، ولی نمی دونه با کی . اگرم یکی پیدا بشه ، آدم نمی دونه از کجا شروع کنه .

 

هیچ مرگی عادی نیست آقا . اونم برای کسایی که دوستشون داریم ... هیچ وقتم عادی نمی شه .

 

حقیقت هیچی نیست ، هیچی جز اون چیزی که ما دلمون می خواد باشه .

+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1392ساعت 18:48 توسط فرانک |

بادها برای که می وزند

 

چیستا یثربی

 

انتشارات نامیرا

زن و مرد راهی سفر هستند اما پلیس سر رسیده و مانع از سفر کردنشان می شود ظاهرا دخترکی 13 ساله در زیر پل به قتل رسیده و خبر داده اند که دختر آنهاست اما همه چیز به گونه ای عجیب است زن و مرد حتی اسم دختر را بازگو نمی کنند ....

قشنگ بود هم ایده اش را دوست داشتم هم اون همه احساسی را که داخلش بود ساده بود خیلی ساده و صمیمی .

ظاهرا نمایش عروسک فرانسوی با برداشت از این کتاب اجرا شده .

خانم یثربی مدرس دانشگاه الزهرا بودند .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

با مرگ هر بچه ، یه چیزی تو دنیا می میره ...

 

کیه که از صبح تا شب هزار بار قاتل آرزوهاش نشه ... ولی آدم به همه چیز عادت می کنه

 

ویدا : تو منو دوست داری ؟
سهراب : آره .
ویدا : حتی اگه نتونم بچه ای به دنیا بیارم ؟
سهراب : آره .
ویدا : حتی اگه دوستت نداشته باشم ؟
سهراب : آره . احمق جون دوستت دارم .  

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 22:47 توسط فرانک |

 

 

شعبده و طلسم

 

چیستا یثربی

 

انتشارات نامیرا

یک نمایشنامه خیلی کوتاه در مورد بازگیری است که عشق و شادی را بازی می کند بدون آنکه خود سهمی داشته باشد مردم را می خنداند و خود خنده را فراموش کرده و این بازیگر حین گفتن از خودش حکایت های قدیمی را نیز نقل می کند . یک نمایش تک پرده ای با تنها یک بازگیر .

خوب بود در مجموع دلنشین بود خیلی خوب نه اما خوب . راستش نقال یک سری افسانه تعریف می کرد و من خودم این داستان های قدیمی و افسانه وار را دوست دارم و اینم برام جذاب ترش می کرد .

این نمایش برنده بهترین نمایشنامه سال و همین طور بهترین نمایشنامه در جشنواره نمایش نامه نویسی بانوان شده و در تئاتر فجر هم که بازی شده 3 تا جایزه برده .

دیگه خیلی خارجکی خونده بودم گفتم یک سری به نویسنده های وطنی بزنم اونم از نوع بانوان .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

می دانی بزرگ ترین درد یک پهلوان چیست ؟ این است که زمانی که دیگر پهلوان نیست ، کسی از او یاری بخواهد .

 

امید را هرگز از خدا نخواسته و نمی خواهم ، چرا که اگر باشد ، باید خیلی چیزهای دیگر را هم بخواهم و آن وقت تازه بدبختی آغاز می شود .

 

تنها مرگ است که عشق را ابدی می کند .

 

هر کس که دیگری را دوست بدارد ، معشوق برایش در عالم بی همتاست و عشق یعنی همین .

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 22:40 توسط فرانک |

سفر ماه عسل

 

پاتریک مودیانو

نسرین اصغرزاده

 

انتشارات افراز

مرد که از روند زندگی خسته شده تصمیم می گیرد ناپدید شود و به کسی خبری ندهد در همین حال به مرور رویاهای جوانی اش و رویایی اش با یک زوج می پردازد . زن و مردی که در جنگ آشنا شده و تاوان زیادی پرداخته بودند .

خوب بود البته به نظرم داستان های مودیانو خیلی شبیه به هم هستند انگار هر چی می خونی چیز تازه ای نیست همون قبلی هاست و اینش را دوست ندارم اما در مجموع خوبه بد نیست چند تا از کتاباش را بخونید.

اینم از پرونده مودیانو که خیلی دلم می خواست بیشتر ازش بدونم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

از کدامین لحظه ی زندگی ام ، تابستان ها ناگهان با تابستان هایی که تا به آن زمان می شناختم تفاوت پیدا کرده بود ؟

 

مسیر یک زندگی روزی که به پایان می رسد ، خودش را از تمام چیزهای بی فایده و تزئینی پاک می کند .

 

زمانی از زندگی می رسد که دیگر هیچ دل بستگی ای وجود نخواهد داشت .

 

شرایط و موقعیت کنونی شما هر چه باشد ، روز حس خلاء و ندامت گذشته شما را فرا خواهد گرفت .

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 20:25 توسط فرانک |

در كافه ي جواني گم شده

 

پاتريك موديانو

ساسان تبسمي

 

انتشارات افق

لوكي دختر جواني است كه گم شده به صورت ناگهاني شوهرش را ترك كرده و شوهرش از كارآگاهي مي خواهد كه به دنبال رد او باشد . در حقيقت داستان چند فصل هست و هر فصل از زبان يك رواي اما همه درباره لوكي تا بدين ترتيب سخنان فراد مختلف كنار هم قرار بگيره و شخصيت دختر جوان براي ما آشكارتر بشه .

قشنگ بود . اين كتابش را شايد بشه گفت بيشتر از بقيه باهاش ارتباط برقرار كردم يعني چهارچوب مشخص تري داشت و از اين ذره ذره آشكار شدن قضايا خوشم مي يومد هر چند من تيپ شخصيت اصلي هاي موديانو را نمي پسندم آدم هاي آشفته بي قرار به دنبال يك چيز ديگه اصلا با شخصيت خود من كه خيلي منطق گرا و عادي هستم نمي خوره . بيش از همه نثر موديانو را دوست دارم در مجموع .

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 10:5 توسط فرانک |

افق

 

پاتریک مودیانو

حسین سلیمانی نژاد

 

انتشارات چشمه

مرد داره به سال ها قبل به خاطره ها و به مارگارت فکر می کنه وقتی هر دو جوان بودند در پاریس با هم آشنا شدند و هر دو مضطرب و نگران بودند چون کسانی در پیشون بودند و مارگارت زمانی اون را ترک کرد و .... اکنون مرد از طریق اینترنت در جست و جوی اوست.

خوب بود نمی خوام بگم خیلی احساس خوبی به مودیانو دارم سبک خاص خودشو داره یک جور تعلیق نه چهارچوب خاص نه پایان خاص همه چیز انگار توی هوا معلقه مبهمه ممکنه برای بعضی ها جالب باشه برای من معمولیه و خیلی این مدل را دوست ندارم اما قلمش روانه و این به دلم می شینه .

پدر مودیانو از یهودیان ایتالیایی الاصل و مادرش بلژیکی بوده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

آدم دو سه مرتبه سر راه یک نفر قرار می گیرد و اگر با او سر صحبت را باز نکند باید برود و افسوس بخورد .

 

برخورد اول بین دو نفر مثل زخمی سطحی است که هر دو احساسش می کنند و چرت تنهایی شان را پاره می کند .

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 18:50 توسط فرانک |

ميليونر زاغه نشين

 

ويكاس سواروپ

مهدي غبرايي- مصطفي اسلاميه

 

انتشارات كتاب سراي نيك

پسرك فقير و بي سوادي در يك مسابقه تلويزيوني برنده مبلغ فوق العاده هنگفتي شده ولي پليس به او مشكوك مي شود و پسرك را دستگير مي كند اما وكيلي به كمك او مي آيد و پسر مي گويد من شانس اوردم اطلاعات زيادي ندارم اما سوال هايي را از من پرسيدند كه جواب را مي دانستم و داستان را شرح مي دهد كه چطور جواب ها را مي دانسته و هر سوال داستاني دارد .

كتاب را به خاطر فيلمش مي شناسيم توي اسكار غوغا كرد ديگه من فيلمش را نديدم و براي همين رفتم سراغ كتابش خيلي هم دوست داشتم . هم ايده اش به نظرم جالب بود جدي لذت مي بردم به خصوص كه من به اين اطلاعات عمومي اتفاقي معتقدم . براي همسرم كه تعريف مي كردم مي گفت خيلي هندي بازه موضوعش خوب قبول دارم شايد اين طور باشه اما نهايتا لذت بردم . 

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

به نرم ترين شيوه ي ممكن برايم توضيح دادكه من بچه يتيمي هستم كه مادرم مرا در سطل بزرگ لباس هاي پرورشگاه سنت مري جا گذاشت و براي همين است كه او سفيد است و من نيستم . پس از آن بود كه براي اولين بار فرق بين پدر واقعي و پدر كليسايي را فهميدم . آن شب براي اولين بار گريه ام هيچ ارتباطي با درد جسماني نداشت .

 

دخالت توي كار آدماي ديگه كار خوبي نيست وگرنه آدماي ديگه مجبور مي شن خود تو رو تو دردسر بندازن.

 

بازيگر تا آخر عمرش بازيگر است . فيلم ها شايد تمام شوند اما نمايش بايد ادامه پيدا كند .

 

عشق در يك آن اتفاق نمي افتد ، رفته رفته در وجودت رخنه مي كند تا زندگيت از اين رو به آن رو شود .

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 10:8 توسط فرانک |

ماجراهاي شگفت انگيز

 

ادگار آلن پو

پرويز شهدي

 

انتشارات فرهنگ جاويد

داستان هاي جنايت هاي دوگانه در كوچه ي مور ، نامه ي سرقت شده ، سوسك طلايي ، دست نويس پيدا شده در يك بطري ، سقوط در گرداب مالستروم و لي جيا را قبلا خوندم و ساير داستان ها عبارتند از :

يادداشت هاي روزانه درباره ي سفر با بالون : درباهر اولين مسافراني كه با بالون از اقيانوس گذشتند .
ماجراي بي مانند شخصي به نام هانس پفال : مردي كه مي گويد با بالن به كره ماه رفته .
حقيقت قضيه ي آقاي والدمار : مرد تصميم مي گيرد انسان محتضري را به خواب مغناطيسي فرو برد .
جلوه هاي خواب مغناطيسي : تعريف يك سري تجربيات در باب خواب كردن مغناطيسي و سوال و جواب .  
خاطرات آقاي اوگست بدلو : مرد در رويا و صحنه هايي قرار دارد كه معتقد است رويا نمي باشند.
مورلا : زن حالتي ماليخوليايي و عجيب دارد و دختري كه از او متولد مي شود كاملا شبيه به اوست .
متسن گرستين : ثروت مند جوان و فاسدي كه روزي داراي اسبي عجيب مي شود .

اصلا خوشم نيومد چند تاييش كه حالت داستان نداشت و در كل اين موضوعات و اين ترتيب نوشتن با سليقه شخصي من سازگار نيست . جرعت ندارم در نقد آقاي آلن پو چيزي بگم خوب احتمال زياد مشكل از خود منه اما نمي پسندم . با كتاب هاي قبلي ايشونم چندان ارتباطي برقرار نكردم اما وقتي سراغ تنها رمانشون رفتم گفتم بذار يك مجموعه ديگه را هم امتحان كنم .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

انسان كامل ترين بنده و برده ي عادت است و هزاران كار روزانه اش كه مهم به حساب مي آيد چيزي جز عادتي روزمره نيست .

 

دچار شگفتي شدن خود نوعي خوشبختي است و در خواب و خيال بودن مگر گونه اي سعادت نيست ؟

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت 13:31 توسط فرانک |