تبليغاتX
معرفی کتاب

بارنابی روج ( جلد 1)

 

چارلز دیکنز

محمد مجلسی

 

انتشارات دنیای نو

آقای هاردال مالک یک ملک بزرگ و قدیمی است . برارد او و پیشکار برادرش سال ها پیش به قتل رسیده اند و راز قتل آن ها معلوم نشده و اکنون اما دختر برادر زیبایش با او زندگی می کند . اما عاشق ادوارد است اما پدر ادوارد و عموی اما دشمن هم هستند و با دسیسه دو جوان را از هم جدا می کنند و ...

این کتابش نسبت به بقیه کم جریان تر بود و سریع تر پیش می رفت تا این لحظه هم چسبیده به یک خانواده پولدار بچه فقیر فعلا نداریم که بعد بفهمیم ثروت مند بوده . کتاب متوسطی هست جالب نیست اما برای وقتی که دلتون یک قصه ساده می خواد یه قصه قدیمی می تونه انتخاب خوبی باش . این آخرین کتابی هست از دیکنز که سراغش می رم و پرونده دیکنز را بعد از خوندن جلد دوم این کتاب می بندم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

اگر به ظالم رو بدهی و بگذاری که یک انگشت به حق تو تجاوز کند ، به هزار انگشت هم اکتفا نخواهد کرد .

 

مصیبت ها و گرفتاری ها دوست دارند گروهی زندگی کنند و گروهی پرواز کنند و از روی هوا و هوس یک باره به سر آدم بیچاره ای خراب شوند و تمام راه های امید و شادی را به روی او ببندند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 18:21  توسط فرانک | 

خانه قانون زده ( جلد 2 )

 

چارلز ديكنز

ابراهيم يونسي

 

انتشارات سحر

توي اين كتاب ماجراي اصل و نصب استر پيگيري مي شه و آدا و چارلز به سر و سامان مي رسند و ماجراهاي عاشقانه براي استر آغاز مي شه و ....

راستش خسته شدم كششي هم برام نداشت همون داستان هميشگي با يك عالمه شخصيت گيج كننده حالا درسته من تبشو گرفتم و نتونستم بي خيال ديكنز شم ولي وقتي ادبيات جديد اين قدر خلاقانه است توصيه نمي كنم كسي پشت سر هم وقتشو براي ديكنز بذاره :دي

همش همينه يك خانواده پولدار با يك سري ادم خيلي خوب يك سري ادم خيلي بد يك ادم بينواي خوب و خوشگل كه بعدا مي فهميم اصل و نصبش به ادم پولداراي خوب مي رسيده . خسته كننده است .

در مورد خود ديكنز هم بگم علت جدايي اون و همسرش شايعات فراوان مبني بر ارتباط ديكنز با يك هنرپيش جوان بوده :دي اي نامرد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 10:5  توسط فرانک | 

خانه قانون زده ( جلد 1 )

 

چارلز ديكنز

ابراهيم يونسي

 

انتشارات سحر

استر دختري هست كه نزد مادر خوانده اش زندگي مي كند . مادرخوانده رفتار خشني با او دارد و استر از مادرش و گذشته اش چيزي نمي داند . پس از مرگ مادرخوانده آقاي جانديس سرپرستي او را تقبل مي كند و بعد از مدتي به عنوان همدم آدا دختر عموي آقاي جارنديس به خانه او نقل مكان مي كند . آدا و چارلز به هم علاقه مندند  استر بسيار عاقل و مهربان است و ...

همون قصه هاي معمول ديكنزي ديگه . هنزو شروع نشده مي شه حدس زد احتمالا استر بچه يك خاندان پولدار معروف درست حسابيه و ارثيه بزرگي در انتظارش :دي

زيادي تكراري نويس بوده ديكنز ها ولي با همه اينا دارم از كتاباش لذت مي برم فقط چندي پيش يك كتاب داستان كوتاه دستم بوده يكي دوتا شو خوندم ديدم واي چه دلم تنگ شده براي ادبيات جديدتر . مشكل اينه يكي دو تا نويسنده رو مخم هستن كه چرا شناختي ازشون ندارم .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 11:35  توسط فرانک | 

روزگار سخت

 

چارلز ديكنز

حسين اعرابي

 

انتشارات نگاه

داستان در شهري اتفاق مي افته كه مسئولينش معتقد به حقيقت هستند و اجازه هيچ گونه احساس يا تخيلي را به بچه هاي خود نمي دهند . لوييزا فرزند ارشد آقاي گراندگريند هست كه از كودكي چيزهاي زيادي آموخته و با تمام وجود او را از احساسات دور نگه داشته اند . او با اقاي باندربي پولدار ازدواج مي كند و ...

نقد اين نوع تربيت فيزيكي و ماشيني هست نقد نبود احساسات و تخيل توي زندگي آدمها و همچنين اعتراضاتي هم به سخت بودن طلاق توي جامعه اون روز انگليس داره . چيزي كه توي ذهنش هست زيباست ديد منتقدانه اي كه داره و ضعفه هايي كه خوب درك مي كنه اما زيادي واضح بيانشون مي كنه خيلي عاميانه اما با همه اين ها من خوشم مي ياد و به دلم مي شينه هر چند زمان خوندن اين كتاب ها گمونم توي سن هاي پايين تره و اون موقع پيوند بهتري با روح كتاب برقرار مي شه .

در اين مورد انتقاداتي كه به طلاق داشته در حقيقت خود آقاي ديكنز هم از قربانيانش بوده اون و همسرش با هم توافق نداشتند و مي خواستند از هم جدا شدند كه در شرايط اون موق اصلا خوشايند نبوده و در نتيجه اونا توي ملا عام با هم ظاهر مي شدند و نمي ذاشتند كسي بفهمه كه جدا شدند .

 

قسمت زيبايي از كتاب

بهترين صلت ما مردم هميشه باعث بدترين عاقبت و بيشترين رنج براي ما مي شه .

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:10  توسط فرانک | 

دوریت کوچک

 

چارلز دیکنز

محمد قاضی

 

انتشارات هدایت

آرتور در بازگشت به پیش مادر متوجه می شود که دختر جوانی در نزد مادرش کار می کند که فامیل او دوریت می باشد . آرتور بر خلاف مادرش جوان مهربان و سخاوتمندی است و به زندگی دوریت علاقه مند می شود و متوجه می گردد که او در زندان متولد شده و پدرش سال هاست به خاطر بدهکار بودن در زندان به سر می برد و سعی می کند به او کمک کند .

خوب شبیه بقیه داستان های دیکنز بود همون خط مشی یک سری آدم فقیر و یک سری ادم ثروتمند و ادمای خوبی که فقیرن و پول دار می شن و بچه هایی که در اصل والدینشون کسای دیگه هستند . خیلی تکراری هست به نظرم دیگه همه داستان هاش همین نکات را داره . یک چیز کلی خوندن یکی دوتاش تنوع داره برای ادم ولی وقتی جدی همشو کنار هم قرار می دی به نظر من سعی کرده مشکلات عصر خودش را بیان کنه اما خلاقیتش چندان زیاد نبوده .

از روی این کتاب فیلمی هم ساخته شده . دیکنز کلا ادم هدفمندی بوده و تا اخر عمرش در راه کمک به زنان و بچه ها و از بین بردن قوانین ظالمانه تلاش کرده .

پ. ن : فاطمه جونم ممنون بابت اون پیغام خیلی خوشحال شدم نمی دونستم این جا را می خونی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 11:9  توسط فرانک | 

آرزوهاي بزرگ

 

چارلز ديكنز

ابراهيم يونسي

 

انتشارات نيل

اين كتاب هم يكي ديگه از نوشته هاي خيلي معروف ديكنز هست كه باز به خاطر برنامه كودك هممون با داستانش اشنايي داريم . پيپ پسر كوچكي كه با خواهر و شوهرخواهر آهنگرش زندگي مي كند . خانم هاويشان زن ثروت مندي كه در تاريكي مطلق روزگار مي گذراند و روزي از پيپ مي خواهند براي بازي به آن خانه رود و اين گونه پيش با استلا دختر زيباي بدون قلب اشنا مي شود .

همون روند كلاسيك عامه پسند ولي خيلي زيبا . خيلي دوسش داشتم كه نمي دونم شايد دليلش يك جورايي يادآوري روزهاي كودكي هم باشه و البته اين شايد خيلي پر رنگ هست .

چارلز ديكنز مدتي يك روزنامه از خودش داشته و توي اون مطلب هم مي نوشته .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

عمل رفتن از تصور آن آسان تر است .

 

شيادان و فريب دهندگان عالم در مقام مقايسه با خودفريبان كسي نيستند .

 

آنچه كه روزي مصاحب شايسته آدم بوده يك روز ديگر مصاحب نامناسبي خواهد بود .

 

دري كه به سوي زندگي باز مي شود به طرف انسان نمي آيد بلكه انسان بايد به سوي آن برود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:46  توسط فرانک | 

دیوید کاپرفیلد

 

چارلز دیکنز

احمد پنهای خراسانی

 

انتشارات بنگاه کتاب

خوب داستان دیوید کاپرفیلد هم معرف حضور همه هست . پسرک یتیمی که مادرش با مرد خشن و بی رحمی ازدواج می کنه و اونا دیوید را به مدرسه شبانه روزی می فرستن . مشکلات و تحقیرهایی که دیوید توی زندگیش تحمل می کنه و با این حال سعی داره راهشو به سوی اینده باز کنه .

من متاسفانه نسخه کوتاه شده کتاب را خوندم نه نسخه کامل که خوب نسخه کوتاه شده از نظر ادبی جای بحث و بررسی نداره ولی در حال کلی این داستان را خیلی دوست دارم و خیلی هم باهاش خاطره دارم .

نکته جالب اینه که دیکنز تصمیم می گیره زندگی نامه اش را بنویسه ولی در بین راه  متوجه می شه زندگی نامه نویس نیست پس تکه تکه های اون نوشته و گوشه هایی از زندگی خودشو سرمش قرار می ده تا دیوید کاپرفیلد را بنویسه .

 

پ. ن : من دوباره دارم می رم سفر شاید چند روزی نباشم . کلا بعد عید جو مارکوپلو بودن زیاد منو گرفته

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 18:11  توسط فرانک | 

ماجراهای آقای پیک ویک

 

چارلز دیکنز

محمدتقی دانیا

 

انتشارات فخر رازی

اقای پیک ویک نجیب زاده پولداری هست که اهل تحقیق و تفحص است و باشگاهی داره که اعضای اون با هم خیلی رفیقن و ماجراهای مختلفی را می افرینن که تا حدودی طنز هم هست . ماجراها مختلف از خرابکاری توی مهمونی گرفته ، حاضر شدن توی دادگاه و .... یعنی اتفاقات مختلف برای چندتا رفیق با اخلاق های خاص

نمی دونم چرا ولی یک جورایی منو یاد شوایک سرباز پاک دل می اندازه شاید به خاطر سام خدمتکار شوخ و شنگ اقای پیک ویک . یک جورایی بامزه است قشنگه کلاسیکه و خیلی هم البته چیز خاصی نیست که شاید البته خصوصیت کلی نوشته های اون دوره باشه در عین قشنگ و خاطره انگیز بودن با توجه به سلیقه امروز نمی تونن کتاب های خاصی هم برای شما باشن ولی خوب قشنگ هست و در حقیقت شروع شهرت دیکنز بوده

دیکنز بعد از یک ماجرای عاشثانه ناکام با دختر رئیسش نهایتا با دختر یکی از همکارانش ازدواج می کنه که حاصلش هم ده فرزند بوده !

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:47  توسط فرانک | 

دوست مشترک ما

 

چارلز دیکنز

عبدالحسین شریفیان

 

انتشارات نگاه

پدر جان هارمون که مرد بسیار ثروت مندی بوده فوت کرده و همه دارایی برای این پسر خارج از شهر باقی مانده به شرطی که با دختری شدیدا زیبا و پل پرست به نام بلا ازدواج کند و در غیر این صورت پول به بافرها یعنی خدمتکارهای خانه می رسد . بر اثر اشتباهی همه فکر می کنند جان مرده و این فرصتی است تا جان همه چیز را از نزدیک بسنجد

همون طور که توی بیشتر منابع هم ممکنه بخونید کتاب به صورت کلی در مورد پول هست این که چه تاثیری توی شخصیت آدم ها ، راه زندگیشون و خوشبختی آنها داره . کلیت فضا و داستان سازیش شبیه هم الیور تویست هست همون قلم . شاید دوباره هندی بازی هایی داره شاید اگر یک نویسنده امروز این طور بنویسه بهش بگیم عامه پسند ولی با همه این احوال کتاب نسبتا زیبایی بود و البته بسیار طولانی بود در عین حال

پدر خود دیکنز ادم مسئولیت پذیری نبوده و وقتی دیکنز 12 اسله بوده اون راهی زندان می شه و در نتجیه چارلز دیکنز برای مدتی تحصیل را رها می کنه و در کارخانه واکس سازی برای تامین معاش کار می کرده

پ. ن : مدتی نبودم یعنی بودم ولی حس کتاب خونی در کل پریده بود این کتاب ها هم جذابیت زیادی نداشت و شدید طولانی بود و به این حالت دامن می زد و در نتیجه قسمت زیبا هم جدا نکردم

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:45  توسط فرانک | 

داستان دو شهر

 

چارلز ديكنز

مينو مشيري

 

انتشارات علمي و فرهنگي

داستان دو شهر اشاره به پاريس و لندن داره و زمانش قبل و حين انقلاب فرانسه هستش . چارلز دارني يكي از اشراف فرانسوي هست كه كلا از شيوه زندگي اشرافي و فساد اين طبقه ناراضي هست كشورش را ترك مي كنه و وار انگليس مي شه و با لوسي ازدواج مي كنه . در زمان انقلاب فرانسه اونا مجبور مي شن به فرانسه برگردن و اين جاست كه خشم مرد فرانسه نسبت به اشرافي قبلي دامن اونها را هم مي گيره .

داستان دو شهر هم يكي از معروف ترين كتاب هاي ديكنز هست كه جز پرفروش ترين رمان هاي تك جلدي دنيا محسوب مي شه .

موضوع داستان براي من خيلي جالب بود اين كه طغيان انقلاب و خشم عليه ظلم گاهي خودش خيلي ظالمانه و بي عدالت مي شه اين روند و اين موضوع را خيلي مي پسنديدم ولي نحوه اتمامش خيلي هندي بود شخصيت پردازيش چندان عميق نبود و بيشتر ماجرا محور بود كه من زياد اين تيپ نوشتن را نمي پسندم اما با همه اين احوال جذاب و گيرا بود و نوشته زائد نداشت . در كل كتاب خوبي بود هر چند من اليور تويست را بيشتر دوست داشتم .

چارلز ديكنز هم كتاب مي نوشته و هم روزنامه نگار بوده .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 13:12  توسط فرانک | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه



تمام سعي ام اينه مطالبم كوتاه بشه تا خوندنش زمان نبره و همين طور همه ی كتاب را لو نده
توی آرشیو اگه به مهر 87 رجوع کنید می تونید فهرست کتاب ها را داشته باشید

- خواهش می کنم پیام تبادل لینک نذارید بهش حساسم اگه دوست دارید لینکم کنید منم وبلاگ هایی که دوست دارم رو لینک می کنم

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
آرشيو
پیوندها
گویی مرا برای وداع آفریده اند
گروه اصفهان شناسی زنده رود
نغمه های شاعری
آینه در آینه
شاعران سوخته
كتاب هايي كه مي خوانيم
اسحاقي
بچگيهاي ديبا و پرند
سرزمين كتاب
تاریخ ، از یاد رفته ...
پنهان
شازده كوچولو
خاموش همچون مردگان
تئاتر اصفهان
لذت متن
كرم كتاب
ارغنون
ميله بدون پرچم
یک فنجان کتاب گرم
خريد كتاب ناياب
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM