X
تبلیغات
معرفی کتاب
سلام به همه ی دوستای خوبم

ممنون که این مدت سر می زدید و جویای احوالم بودید خیلی خوشحال شدم

راستش همون طور که اکثرا حدس زدید دلیل تمام این وقفه ها بارداری بود . خوب سه ماه اول حال خیلی نامساعدی داشتم و اصلا هیچ کار نمی تونستم بکنم که البته همسر خوبم ُ مامانم و بابا واقعا زحمت کشیدن و یک دنیا ازشون ممنونم . الان خدا را شکر بهترم دلیل عدم ارائه کتاب هم بدی حالم نیست راستش رفت و آدم به کتاب خونه برام سخت شده و فکر کنم حالا حالاها از کتاب خبری باشه :دی

مسافرمون هم یک دختر کوچیکه که امیدوارم لطف کنید و برام دعا کنید تا صحیح و سالم به دنیا بیاد . من همیشه توی ذهنم بود اگر روزی دختری داشته باشم اسمشو می ذارم سرمه گاهی هم گیسو مد نظرم بود البته اما خوب تا این لحظه اسم کوچولوی ما رها هست . راستش همسرم شدید دلش دختر می خواست و خیلی آرزو می کرد بچه دختر باشه منم وقتی دیدم این قدر چشم به راه دختره و از طرف دیگه چه قدر با من و نی نی مهربونه و هوامو داره این مدت با خودم عهد بستم بچه اگر دختر بود اسم مورد علاقه اون یعنی رها را بذارم روش . حالا تا الان سر قولم هستم:دی

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1392ساعت 13:15 توسط فرانک |

چنبره افعي ها

 

فرانسوا مورياك

جواد صدر

 

انتشارات لوح فكر

كتاب يادداشت هاي پيرمرد پولداري است كه از همسرش و فرزندانش نفرت دارد . معتقد است همسرش هيچ گاه او را دوست نداشته و پس از تولد بچه ها كاملا او را فراموش كرده و فرزندانش نيز تنها در پي دست يابي به ثروتش هستند و او را مسخره مي كنند . به دنبال راهي است تا آنها را در حسرت اين پول بگذارد و رنج هايي كه كشيده را نيز به گوششان بخواند .

قشنگ بود من از توصيفات و موشكافي هاي روان شناسانه اش خوشم مي ياد حالت روحي آدم ها و تفكراتشون توي تنهايي هاي خودشون را خوب تجزيه و تحليل مي كنه خيلي ملموس و واقعي . شخصيت هاي خاص درست مي كنه در عين حال نه غير قابل باور و غير عادي .

در مورد مورياك بايد بگم خودش از طبقه اشراف بوده ولي خيلي از اين طبقه بدش مي يومده و خيلي هم تحت تاثير انجيل بوده و توي داستان هاش به اين مطلب مي پرداخته .

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1392ساعت 7:39 توسط فرانک |

برهوت عشق

 

فرانسوا مورياك

اصغر نوري

 

انتشارات افراز

رمون نوجواني است كه از نظر خانواده چندان مقبول و سر به راه نيست روزي در تراموا با ماريا زن بدنام شهر رو به رو مي شود و نگاه هاي محبت آميز زن سبب بروز احساساتي در رمون مي شود هر چند ماريا افكار ديگري دارد و رمون افكار ديگري . رابطه اي ايجاد مي شود كه هدف براي هر كدام متفاوت است . در اين بين بايد توجه داشت پدر رمون نيز پزشك با اخلاقي است كه در پنهان عاشق مارياست و او و ماريا نيز رابطه اي خاص دارند .

قشنگ بود موضوع جالبي بود دقيقا احساسات مختلف اين افراد را و اون چه درونشون مي گذشت نگاهشون به عشق و تاثيرات عشق را خوب تصوير كرده بود يك بعد روان شناسي هم توي داستان بود در كنار بعد رمان بودنش . بيش از حادثه محور بودن در حقيقت مفهوم محور هست .

آقاي مورياك روزنامه نگار ، شاعر و نويسنده فرانسوي هستند كه برنده جايزه نوبل بوده و در حقيقت با همين كتاب هم به شهرت رسيده .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

نمي دانست كه عشق حتي در شلوغ ترين زندگي ها هميشه مي تواند حضورش را پر رنگ كند ، نمي دانست كه دولت مردي بيش از حد خسته ، دور و بر ساعتي كه معشوقه اش منتظر اوست ، دنيا را متوقف مي كند .

 

ستوان از آن افرادي بود كه تاييد و تحسينشان عاصي مان مي كند و باعث مي شود به حقايقي كه تا پاي جان براي شان زحمت كشيده ايم شك كنيم .

 

همه ي ما توسط كساني كه دوست مان داشته اندساخته و باز ساخته شده ايم ، ما اثر افراد اندكي هستيم كه در عشق شان به ما سماجت به خرج داده اند – اثري كه بعدها آن را باز نمي شناسند و هرگز هماني نيست كه آن ها آرزو كرده بودند .

 

كدام منطق بايد ما را از رنج تحمل ناپذير لحظه اي نجات دهد كه در آن فردي كه مي پرستيمش و نزديكي او براي زندگي و حتي تن مان حياتي است ، با قلبي بي تفاوت و شايد راضي با غيبت هميشگي ما كنار مي آيد ؟

 

ما از افراد نزديك خود بيشتر از ديگران بي خبريم ...كسي را كه هميشه در كنارمان است ديگر اصلا نمي بينيم .

 

دوست داشتن وحشتناك است و ديگر دوست نداشتن شرم آور ....

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1392ساعت 8:37 توسط فرانک |

نامیرا

 

صادق کرمیار

 

انتشارات نیستان

نامیرا اشاره ای داره به داستان کربلا و امام حسین البته قبل از شروع قیام هست . داستان کوفیان که چگونه به فکر دعوت امام می افتند و چگونه بعدا پا پس می کشند و البته حالت داستانی داره و ما بر زید همسرش سلیمه و عبدا... از بزرگان خاندان زید تمرکز داریم که چگونه در این وسط با شک و تردید دست به گریبان هستند و در نهایت چگونه تصمیم گیری می کنند .

خوب از آقای کرمیار قبلا داستان هایی را معرفی کردم و این یک کتاب جا موند . کتاب نسبتا قشنگیه حالا در مورد عاشورا زیاد خوندیم اما من باب پرداختن به داستان یکی دو فرد خاصش جالب بود و موضع گیری های عبدا... تفکرات و تغییر جهت دادنش هم برام جالب بود اما راستش این اسامی عربی شبیه به هم یک مقادیری اذیتم می نمود .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

آن ها بهشت خداوند را آرزو می کنند در حالی که نه مالی در راه خدا داده اند و نه جان خویش را به خطر انداخته اند .

 

از او زیان کارتر کسی است که دشمن خود را خویش می پندارد و دوست خود را دشمن !

+ نوشته شده در جمعه سوم آبان 1392ساعت 23:29 توسط فرانک |

سه كاهن

 

مجيد قيصري

 

انتشارات عصر داستان

داستان در مورد كودكي حضرت محمد هست . وقتي در نزد دايه خود حليمه به سر مي برد و كاهناني در صحرا به سراغ حليمه و حارث مي آينده تا در ازاي پول اين كودك را بگيرند و حليمه هراسان تصميم دارد هر طور شده محمد را به مادرش آمنه و پدربزرگش سردار برساند .

اينم يكي ديگه از تازه هاي نشر . خوشم اومد قشنگ بود نثرش هم ساده است هم ادبي و يك جور پر احساس بعد خود داستانش را هم من نمي دونستم يا نداشتيم و نخونديم يا من فراموش كرده بودم . چيز ساده كوتاه و دوست داشتني اي بود به نظر من .

 

قسمت زيبايي از كتاب

چه سخت است براي پادشاهي قصه بگويي كه زندگي خودش روزگاري قصه مي شود .

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392ساعت 9:32 توسط فرانک |

هومر و لنگلي

 

اي . ال . دكتروف

الهام نظري

 

انتشارات افراز

هومر و لنگلي دو برادر هستند كه در خانواده اي ثروت مند متولد شده اند . هومر بعد از مدتي در اثر بيماري بينايي اش را از دست مي دهد و لنگل راهي جنگ مي شود . در همين زمان والدين آنها فوت مي كنند و بعد از بازگشت لنگلي از جنگ دو برادر به زندگي اي منزوي درون خانه با عقايد و افكاري عجيب روي مي اورند . كتاب شرح تنهايي و زندگي اين دو برادر است .

كتاب نسبتا خوبي بود . من با دكتروف هيچ وقت ارتباط خوبي برقرار نكردم با اين حال وقتي ديدم اونم يك كتاب توي ترجمه هاي جديد داره رفتم سراغش . بايد بگم ارتباطم با اين يكي خيلي بهتر بود ترجمه كتاب هم عاليه شادي موضوعش هست كه براي من هيجان چنداني ايجاد نمي كنه چيزي كه بهش فكر نكردم و برام ملموس نيست جايي از اهميت نداره . نمي دونم . ظاهرا اين داستان از روي يك ماجراي واقعي هم نوشته شده است .

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت 8:16 توسط فرانک |

اشتهای آمریکایی

 

جویس کرول اوتس

سهیل سمی

 

انتشارات ققنوس

ایان با همسرش گلینیس زندگی خوب و مرفهی دارند . تا زمانی که گلینیس دختری به نام زیگریت را به خانواده معرفی می کند زیگریت زیباست . روزی با ایان تماس می گیرد و از او می خواهد به وی کمک کند و ایان مقداری پول به وی می دهد وقتی روزها بعد گلینیس چک مذکور را پیدا می کند به ایان مشکوک شده و طی یک حادثه کشته می شود و این شروع ماجراست .

با اوتس مدت زیادی نیست اشنا شدم و خوب حالا که کتاب جدید دیدم دوباره سراغش رفتم . کتاب قشنگی بود ملموس تر از کتاب های دیگه اش و البته ترجمه هم عالی بود و نقش اساسی داشت . با همه اینها باید بگم خیلی هم خاص نیست و در هر صورت من از آخر داستان متنفرم و از احساسات ایان .

پ .ن : غغیبتم خیلی طولانی شد این بار . ممنون از احوال پرسی همه بهترم اما هنوز خوب نیستم و البته عین قبل هم و با اون اشتیاق کتاب نمی خونم . تمرکزم کم شده انگار . باشد که بهتر شوم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

گلینیس برای به دنیا آوردن بیانکا رنج و درد تحمل کرده بود ، و بیانکا انگار مقاومت می کرد ، انگار نمی خواست به دنیا بیاید ، یک بدن با تحمل درد ، بدنی دیگر پدید آورده بود ، به این قصد که هر دو زنده بمانند . گلینیس با خودش می گوید ما هرگز همدیگر را کاملا فراموش نکرده ایم .

 

ما به آنچه حقیقت است اعتقاد نداریم بلکه به چیزی باور داریم که دوست داریم به عنوان حقیقت درکش کنیم .

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1392ساعت 18:26 توسط فرانک |

ملکان عذاب

 

ابوتراب خسروی

 

انتشارات ثالث

شمس با حوریه دوست دوران نوجوانی تماس گرفته تا وصیت پدر را انجام داده و مدارکی را به دست حوریه برساند . حالا داستان کتاب بیشتر بر می گرده به داستان زندگی زکریا که پدر شمس هست . مردی که توی طایفه های فارس به دنیا می یاد و مادرش از طریق ازدواج با خان های مختلف خیلی پولدار شده بوده هر چند پدر اصلی وی سردسته تعدادی صوفی در خانقاهی بوده که روشی خاص داشتند و زکریا را هم درگیر این مسئله می کنند .

کتاب نسبتا خوبیه خوب یک جاهاییش اون قدر برام جذابیت نداشت بیشتر اوایلش که توی طایفه های فارس می گذشت را دوست داشتم اما در مجموع خوب بود بقیه اش را هم می ذارم پای بی حوصلگی این روزها . حتی حس جمله انتخاب کردن هم ندارم . البته بهترم اما هنوز نه اونقدر که بخوام عین قبل با ذوق و شوق سراغ کتاب برم . در هر صورت شاید زیاد کتاب را دوست نداشته باشید اما فکر نکنم بدتون هم بیاد .

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1392ساعت 17:58 توسط فرانک |

استانبول

 

اورحان پاموک

شهلا طهماسبی

 

انتشارات نیلوفر

از آقای پاموک هم چند تا کتاب معرفی کردم . کتاب جدیدی که دیدم داستان نیست بلکه در مورد کودکی ، زندگی ایشون و شهر استانبول است . ایشون توی استانبول به دنیا اومده بزرگ شده همون جا هم زندگی می کنه و عاشق این شهره . از خاطرات بچگیش و گوشه گوشه های این شهر تعریف کرده توی این کتاب . از دعواهای پدر و مادرش  ، بازی های خودش و برادرش ، خانواده پولدارش ، گوشه و کنارهای استانبول و البته چیزهای دیگری هم از گذشته و تاریخ استانبول در وسط بحث هاش می اوره .

بد نیست هیجان آن چنانی نداره نه خیلی حالا به بزرگ شدنش و رازهای خانوادگی پرداخته نه خیلی از جاذبه های استانبول گفته بلکه واقعیت کلی شهر را توضیح داده . خیلی معمولیه و البته تا حدودی حجیم .

پ.ن : خیلی دیر به دیر دارم کتاب معرفی کنم راستش شرایط جسمانی مناسبی ندارم اصلا . برام دعا کنید ممنون . دعا کنید زودتر حالت جسمانیم بهتر بشه و در نتیجه از این کسالت هم بیرون بیام .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1392ساعت 16:28 توسط فرانک |

ده فرزند هرگز نداشته ی خانم مینگ

 

اریک امانوئل اشمیت

فهمیه موسوی

 

انتشارات افراز

راوی قصه ما یک تاجر اروپایی هست که برای سفری کاری به چین اومده و توی هتلی اقامت داره که خانم مینگ مسئول دست شویی های مردانه اون هتل هست . بین این دو صمیمیتی به وجود می یاد و خانم مینگ برای مرد تعریف می کنه که ده فرنزد در نقاط مختلف چین داره و دائم از اونها و اخلاق و رفتارشون تعریف می کنه در صورتی که راوی می دونه توی چین داشتن بیش از یک فرزند جرم محسوب می شه و به حرف های اون اطمینانی نداره .

یعنی چه لذتی داره وقتی توی تازه های نشر می گردی به کتابی از یکی از نویسنده های محبوبت بربخوری . عالی و دوست داشتنی مثل بقیه کتاب هاش . یک کتاب کوتاه که سریع خونده می شه معنا و ومفهوم قشنگی توش داره ولی مهم تر از اون خوندنش و به خصوص ایده داستان بهتون لذت می بخشه . واقعا اشمیت ایده های نابی به ذهنش می رسه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

سیاره ی زمین یک میلیادر چینی دارد و پنج میلیارد خارجی .

 

شادی در همه چیز پنهان می شود باید موفق شویم بیرون اش بکشیم .

 

عاقل علت دیوانگی هاش خودش را کشف می کند ، دیوانه بقیه را به خاطرش متهم می کند .

 

تجربه مثل شمعی است که فقط کسی که آن را در دست گرفته روشن می کند .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392ساعت 19:59 توسط فرانک |

مطالب قدیمی‌تر