شوهر دلخواه و زن بی اهمیت

اسکار وایلد

پرویز مرزبان

انتشارات ترجمه و نشر کتاب

شوهر دلخواه : مرد سیاستمدار که به درستی شهره شهر بوده اکنون مورد اخاذی قرار گرفته .

زن بی اهمیت : زن زمانی فریب یک مرد از طبقه اشراف را خورده و اکنون با فرزند خود به جامعه اشراف آمده .

کتاب از دو تا نمایش نامه تشکیل شده شده که توش روابط احساسی و عاشقانه زن و مرد هم نقش پر رنگی داره . سبک نوشتارش حالت کلاسیک را داره اما خوب نمایش نامه بودن یه جورایی جلوی خشکیش را گرفته . در مجموع کتاب نسبتا خوبیه . یعنی موضوعاتش با تمام تکراری بودن و نداشتن واقعه خاص و متمایز خسته کننده نیست و حوصله ات را سر نمی بره .

آقای اسکار وایلد نویسنده ایرلندی مشهوری هستند که خوب واقعا حس کردم جاشون خالیه توی لیستم و چطور تا به حال سراغشون نرفتم و تصمیم گرفتم چند تا از کتابای ایشون را توی برنامه ام بذارم . البته باید بگم که از دسته نویسنده هایی بودند که توی زمان حیاتشون شهرتی کسب نمی کنند در گمنامی می میرند و بعد از فوتشون بوده که معروف می شوند .

قسمت های زیبایی از کتاب

مردان را می توان تجزیه و تحلیل کرد اما زنان را ... فقط می توان دوست داشت .

-          نمی فهمم وکلای بیچاره مجلس چطور می توانند تحمل این همه مذاکرات طولانی را بنمایند .

-          فقط با گوش ندادن !

زندگی نسبت به هیچ کس انصاف ندارد و شاید هم برای بیشتر ما مردمان صلاح در همین است .

بدون مقداری شفق و اغماض نمی شود اعمال و رفتار مردم را پذیرفت و در نتیجه به هیچ وجه نمی توان در میان آنها زندگی کرد .

چرا شما زن ها نمی توانید ما مردها را با تمام معایبمان دوست بدارید؟ و جرا می خواهید همیشه ما را چون مجسمه ی خدایان و قهرمانان باستانی بر بالای کرسی مهیب افتخارات جای دهید و آنگاه چشم به تحسین ما بگشایید؟

معنی حقیقی زندگی فقط عشق است و دیگر هیچ !

به نظر من در دنیا هیچ زنی پیدا نمی شود که از اظهار عشق مردان خوشش نیاد و به خود افاده نکند .

من مردهای زن دار را ار حالت اندوه شدیدی که در عمق چشمانشان نهفته است می شناسم .

نارضایتی اولین مرحله ترقی هر شخص یا هر ملتی است .

عشق مادری موهبتی لطیف و عالی است ولی در عین حال به طرز عجیبی هم آمیخته به خودخواهی است .

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ساعت 8:31 توسط فرانک |

دفتر بزرگ

آگوتا کریستف

اصغر نوری

انتشارات مروارید

راوی داستان دو پسر بچه دوقلو هستند که در زمان جنگ مادرشان آنها را نزد مادربزرگشان می گذارد چون در شهر مواد خوراکی یافت نمی شود . مادربزرگ آنها زن پیر و خسیسی است که به جادوگر معروف است . دوقلوها در جنگ بزرگ می شوند و بنابر طبیعت زندگی در جنگ بی رحم !!!

خیلی قشنگ بود یه جور خاصی ساده ساده روایت میشه یک زبان بی تکلف و بچه گانه . روندش اتفاقاتش و پایانش جدا شوک آور و ترسناکه . موضوع جالب و بی رحمانه ای را انتخاب کرده و با خونسردی جلو برده قصه را .

آگوتا کریستف نویسنده سوئیسی مجاری الاصل هست که کتاب دفتر بزرگ یکی از مشهورترین آثار اونه که به 40 زبان زنده دنیا ترجمه شده و برنده جایزه کتاب ادبی اروپا هم بوده . البته یکی از دلایل کنجکاوی مکن برای آشنایی باهاش اسمش بود که چه قدر شبیه آگاتا کریستیه :دی

قسمت زیبایی از کتاب

کار سخت است ، ولی سخت تر از آن این است که کار کردن یک نفر را تماشا کنی و دست به سیاه و سفید نزنی .

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 13:33 توسط فرانک |

  

محمد بر پایه کهن ترین منابع

مارتین لینگز

سعید تهرانی نسب

انتشارات حکمت

کتاب در مورد حضرت محمد هست . از زمان حضرت ابراهیم شروع میشه اینکه هاجر و اسماعیل به دلیل مشکل با ساره همسر اول ایشون از پیششون می رن راهی عربستان می شن ، چطور خانه خدا بر پا میشه ف نسل ها چطور ادامه پیدا می کنن ... تا به حضرت محمد می رسیم که چطور به دنیا می آیند بزرگ می شوند به پیامبری می رسند و تا پس از وفات ایشون ادامه پیدا می کنه .

برای اولین کتاب جدید امسال که با درست شدن بلاگفا هم هم زمان شد تصمیم گرفتم به جای رمان سراغ نمونه ای دیگه برم و این کتاب را انتخاب کردم . باید بگم آقای لینگز انگلیسی هستند و توی یک خانواده مسیحی به دنیا اومدند و بعدها مشتاق اسلام شدند و تحقیقات زیادی در این باب انجام دادند . این کتاب بر اساس روایات اهل سنت نوشته شده . برخی قسمتاشم مترجم اشاره کرده این موارد طبق نظر اهل سنت هست نه شیعه اما خوب نمی دونم این به اون معنی هست که یعنی بقیه اش را کامل ما قبول داریم یا نه . در هر صورت کتاب جالبیه یعنی از یه دیدی نگاه کرده که برام جدیده اومده سیر وقایع را دیده و خوب از خیلی هاشم من کلا همیشه بی اطلاع بودم و برام تازه بود . البته قسمت اول کتاب را خیلی بیشتر از اخرش دوست داشتم . دیگه توی قسمت جنگ ها یک مقدار برام خسته کننده بود و اسامی را قاطی می کردم .

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:20 توسط فرانک |

 

خلا موقت

جی کی رولینگ

ویدا اسلامیه

انتشارات تندیس

بری که در شورای شهر هست و شدیدا طرفدار محله های فقیر نشین شهره به صورت ناگهانی فوت می کنه و اوضاع شهر کوچک برآشفته می شه . کسایی که می خوان به جای اون کاندید بشن دوستاش و دشمناش . در این بین زندگی توی یک شهر کوچیک را مرور می کنیم . عشق ها ، دشمنی ها و آرزوها

یک چیزی بین ادبیات و داستان عامیانه بود تعریف شخصیتاش نسبتا خوب بود و قوی و داستانشم مهیج بود از اون مدل کتابا که نمی شه زمینش گذاشت . برای تنوع بد نیست من شخصا لذت بردم جذبم کرد البته می گم توقعتون بالا نباشه .

خوب راستش وقتی مجموعه هری پاتر را کامل خوندم چشمم به این کتاب افتاد که از همون نویسنده است و گفتم بذار این کتابم ازش بخونم . خیلی خیلی حال و هوای متفاوتی داشت . اما می دونی اونو که می خوندم می فتم نویسنده ای هست که توی داستان های تخیلی استعداد داره اینم یک خوبی هایی داشت واقعا اما تهش نمی دونم چرا به نظرم جز همون عامه پسندها با ارزش ادبی پایین بودش .

قسمت های زیبایی از کتاب

کالین عادت داشت در اولین برخورد و با مشاهده ی اولین رفتار افراد ، به سرعت درباره شان قضاوت کند . گویی او هرگز به تغییر پذیری بی حد و مرز ذات انسان پی نمی برد .

عجیب است که مغز می تواند چیزهایی را بداند که دل از پذیرش شان سر باز می زند .

زندگی مشترک هر کسی برای کسانی که از بیرون بهش نگاه می کنن مثل یه رازه . جز دو نفری که توشن هیچ کس دیگه ای واقعا نمی دونه اون تو چه خبره .

پس از آن ، تا آخر عمر ، آن لحظه را فراموش نمی کرد . لحظه مرگ زندگی مشترکی را که به راستی پایان یافته بود .

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:18 توسط فرانک |

 

جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها نیوت اسکمندر

جوان کتلینگ رولینگ

ویدا اسلامیه

انتشارات تندیس

هی دیده بودم این طرفدارای هری پاتر چه تشکیلاتی برای خودشون دارن و ول کنش نیستن گروه و وبلاگ و این حرفا . حالا خودم دلم برای هری پاتر شدید تنگ شده بود واقعا دلم می خواست توی حال و هواش باشم برای همین رفتم سراغ این کتاب یک جورایی شاید خوشحالم کنه البته کتاب چندان جالبی نبود اما خوب بدم نیست .

یک توضیحاتی در مورد جانوران جادویی و اساطیری یه جورایی بامزه است برای خودش .

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:18 توسط فرانک |

ضحاک

غلامحسین ساعدی

انتشارات به نگار

باز هم یک نمایشنامه دیگه که یه جورایی بر پایه داستان ضحاک نوشته شده . ضحاک جمشید را زندانی کرده و الان اشپزی داره که توی مغز اون دو تا مار به وجود اورده و بهش می گه نجیب زاده ها را یکی یکی بکشه .

خوب واقعا بدم اومد من کلا با این داستان هایی که بر پایه یک داستان دیگه ساخته می شه و یک شکل دیگه است مشکل دارم اصلا فلسفه اش را نمی فهمم .

قسمت زیبایی از کتاب

وقتی بین مارها زندگی می کنی ، نمی تونی مار نباشی .

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:17 توسط فرانک |

 

گور و گهواره

غلامحسین ساعدی

انتشارات  آگاه

زنبورک خانه : پسرک با مرد به خانه اش رفته و دامادش می شود .

سایه به سایه : افراد یک محله فقیر و گذر عمر

آشغالدونی : پسرک فقیر و پدرش خون می دهند تا پولی بگیرند و ...

یک  مجموعه داستان کوتاه از آقای ساعدی از جو پایین دست و فقیر جامعه . یک جورایی تاریک حال به هم زن و چندشناکه اما خوب قشنگ کنار هم قرارشون داده و جفت و جور کرده . نثرش خوبه .

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:17 توسط فرانک |

ما نمی شنویم

غلامحسین ساعدی

انتشارات ؟

ما نمی شنویم  : بلندگویی در کنار خانه مرد هست که از خوبی های دولت می گوید

محال ممکن : سربازخانه ای که مثلا تمرین رژه می کند

از همه جا می شود شروع کرد : گروه تئاتری که می خواهد جامعه را به خود بیاورد

یک کتاب دیگه بازم نمایشنامه 3 تا نمایش نامه خیلی خیلی کوچیک چندان قشنگ بود یک جورایی های خیلی استعاره ای هست استعاره های فاحش و واضح . آخری را باز بیشتر دوست داشتم .

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:16 توسط فرانک |

 

پرواربندان

غلامحسین ساعدی

انتشارات نیل

اینم یک نمایشنامه دیگه است . آقای میم یک روشنفکره که توی روزنامه مقالات اعتراض آمیزی می نویسه و دشمن زیاد داره حالا دوستانش توی یک پرواربندی دعوتش کردن و بهش می گن باید پیش ما بمونی تا ابها از اسیاب بیوفته تو مورد اتهامی در زمینه قتل !

بد نبود یک موضوعاتی جالبی داشت توی خودش ولی حالا جوری ام نبود که خیلی بخواد توجهم را جلب کنه .

قسمت زیبایی از کتاب

هیچ چیز مثل زخم زبان آدمو آزار نمی ده .

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:15 توسط فرانک |

 

دیکته و زاویه

غلامحسین ساعدی

انتشارات نگاه

دیکته : محصلی که دیکته را غلط می نویسد زیرا به معنای واقعی معتقد است.

زاویه : عده ای که سخنرانی می کنند اما شاید خودشان هم نمی دانند چرا و چه می گویند .

دو تا نمایشنامه است اصلا هم خوشم نیومد به نظرم خیلی واضحه یک جوری که به ادم بر می خوره البته که ایشون از نویسنده های بزرگ هستند اما اخه خداییش اون دیکته این قدر واضح و شعاری هست مثل کار بچه دبستانی می مونه به نظر من .

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:13 توسط فرانک |

مطالب قدیمی‌تر