مسئله زن ها بودند

 

علی صالحی

 

انتشارات ثالث

داستان در مورد دکتر دندان پزشکی در مناطق جنوبی است که اهل نویسندگی است . زن های بدبخت و یا زحمت کش جنوب توجه او را جلب می کنند و او در مورد آنها دستان می نویسد و نهایتا شخصیت داستانی را به نام حلیمه از تلفیق آنها خلق می کند .

خوشم نیومد . خوب باید بگم موضوع جالب هست بدم ننوشته اصلا اما به دل من ننشت چیز خاصی هم نداره که آدمو جلب کنه شاید یه چیزای قابل پیش بینی شاید خیلی خوب به هم چسب زده نشدن موضوعات شاید یه نوع حس که انگار نویسنده اگر بیشتر وقت می ذاشت منسجم تر می شد یک چیزی تو این مایه ها .

اقای صالحی پایه گذار جریان موج ناب و شعر گفتار در شعر معاصر ایرانی هستند .

پ. ن : چند روزی نیستم دارم می رم سفر .

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعت 11:19 توسط فرانک |

مرگ پلنگ

 

سید علی صالحی

 

انتشارات علم

کتاب داستان هایی در مورد ایل بختیاری است . کلزال پیرمردی است که به علت درد پا نمی تواند به کوچ بپیوندد و در غار به جا می ماند و در این تنهایی افسانه هایی از بزرگان ایل بختیاری و شرح روزگار خود را به یاد می یاورد که چگونه عاشق خاتی بود چگونه قیام کرد چگونه اشتباه کرد . در بین این افسانه ها و قصه ها چیزهایی هم از قوم های بختیاری و آداب و رسومشون می گه .

من خوشم اومد . خوب مشکل زیاد داشت که بشه گفت داستان خوبی نبود اول همه نظم داستانی نداشت یه جورایی انگار چارچوبی نداشت و مونده بود به یک شیوه ای این چیزا را بگه مثلا اینکه پیرمرد تنها مونده و بعد نصف کتاب یک دفعه می یاد یک داستان از خان های لر می گه که اتفاقا زیبا هم هست اما اخه یعنی چه ربطش چیه . ایناش مشکله و همین طور مشکل های این تیپی اما چیزیش که به من می چسبید همون حال و حوای ایلات و عاشقانه نوشتن هاش بود . خوب فکر کنم اولین کتابی بود توی این حال و هوا می خوندم و برای همین برام تازگی داشت خوندن رسوماتشون و چیزای این مدلی بنابرین دوسش داشتم .

آقای صالحی را بیشتر البته با کتاب های شعرشون می شناسیم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

خاک به ایل اجازه نمی دهد که برای جنازه ها گریه کند . ایل اهل حرکت است .

 

عاشق نشوی پسر ! درد گرانی است . قصه ی فرهاد را که گفتم ، قصه ی آن قیس آواره را که گفتمت ، از وامق که خبرت هست . ویس عاشق را که دانسته ای . هر چند که چاه فراوان و بیژن کم است .

 

از پس آن همه رنج است که انسان ، انسان می شود .

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم شهریور 1393ساعت 20:39 توسط فرانک |

پاس عطش

 

علی صالحی

 

انتشارات ثالث

پاس عطش : مرد در سربازی است و هوا خیلی گرم است

پیغام : مرد از او خواسته به نرگس بگوید دوستش دارد

ناله ی بلند : مرد می خواهد قاتل پدرش را قصاص کند

بهار سرد : پسر دایی که عاشقش بود امده تا سری به فامیل بزند

جعبه ی جادو : یکی از اهالی ده تلویزیون خریده

ابرهای دور : مردم آبادی شدیدا چشم به راه باران هستند

زخم : زخمی ارثی بر بدن پسر است

قربانی : پسرک قرار است شفا یابد

در نیم روز : حمله به محتویات سبد زن

حباب های سرخ : مرد از ده به شهر آمده و به عنوان ابدارچی در اداره کار می کند

جان نخل : مرد می خواهد نخل زار خودش را داشته باشد حتی در زمین نامرغوب

خون نخل : پسر مرد کسی را کشته و خون بها نخلستانش را می خواهند

دل نخل : نخلی که دیوانه شده

خوب من دارم از نویسنده هایی می خونم که قبلال کتاباشونو معرفی کردم بعد نمی دونم چرا مطمئن بودم از اقای صالحی هم قبلا خوندم و رفتم سراغ ایشون و بله در حقیقت این مدلی بود که یک دفعه این وسط این باب باز شد .وگرنه هنوز کتاب تو نوبت از نویسنده های قبل داشتم و اصلا قصد رفتن سراغ نویسنده جدید را نداشتم .

در هر صورت کتاب قشنگیه یک جور بومی نویسی داستان ها مربوط به جنوب و مردمش هست و بومی نویسی جالبی هم داره اون قدر زیاد نیست توی ذوق بزنه یا مخاطب نتونه ارتباط برقرار کنه فقط لحن و فضای شیرینش را همراه اورده . البته داستان نیم روز و قربانی کلا یک فاز دیگه است سبک نوشتشنون .

 

قسمت زیبایی از کتاب

بدی ته تغاری بودن این است که تا بیایی پدر و مادرت را ببینی و بشناسی یا مثل پدر می میرد یا مثل مادر آن قدر پیر و ضعیف می شود که همیشه ی خدا از درد می نالد .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم شهریور 1393ساعت 8:17 توسط فرانک |

هابوریم و بچه های دهکده

 

مارک تواین

محمدرضا طیب زاده

 

انتشارات عطایی

داستان در مورد سه پسر بچه در روستایی در استرالیاست که روزی شیطان را مشاهده می کنند شسطان با انها دوست می شود و ارزوهایشان را براورده می کند . این سه پسر شاهد هستند چطور شیطان سرنوشت افراد را تغییر می دهد چه نیات بدجنسانه ای داره چه تصوراتی در مورد نوع بشر دارد و ....

من خوشم نیومد خوب انتظار دارم این داستان های بچه گانه حداقلش با یک نتیجه گیری چیزی بهبودی حل بشه فکر می کنم این مدلی موثره نه اینکه بمونه تو هوا .

 

قسمت زیبایی از کتاب

خداوند سراسر نیکی و خوبی است و بالاخره راهی پیدا خواهد کرد تا همه ی بندگانش را به سوی نجات و رستگاری سوق دهد .

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت 10:8 توسط فرانک |

مردی که هالدبرگ را به تباهی کشاند

 

مارک تواین

فریده ایزدی

 

هالدبرگ شهری است که مردمش به صداقت و درستگاری در آمریکا شهره هستند روزی رفتار نامناسبی با یک مسافر دارند و او تصمیم می گیرد با وسوسه پول انتقامش را از کل اهالی شهر گرفته و شهرت انها را زیر و رو کند .

خوشم نیومد خیلی دیگه تمثیلی بود البته راستش ایده قشنگی بود که اگه آدم بچه کوچیک تر داشته باشه این داستان را براشون تعریف کنه ها . راستش وقتی خوندم تازه متوجه می شدم داستان برام اشناست قبلا خوندمش هی تو ذوقم می زد خوب .

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم شهریور 1393ساعت 6:26 توسط فرانک |

زندانی لاس لوماس

 

کارلوس فوئنتس

عبدا... کوثری

 

انتشارات ماهی

داستان در مورد وکیل ثروت مندی است که زنان بسیاری را در زندگی بازیچه خود کرده تا زمانی که با لالا آشنا می شود و به نوعی دلباخته اوست اما قتل لالا کل زندگی وکیل را درگیر بازی ای باورنکردنی می کند و به نوعی وکیل در خانه اش به نام لاس لوماس زندانیست .

بد نبود . فوئنتسمک از اونایی است که نوشته های خوب داره بد داره همه جوره این داستانش جالب بود راستش یک مقداری کتابش کوچیک بود چشم منو اذیت می کرد و همین باعث شد تمرکز خوبی روش نکنم وگرنه شاید لذت بیشتری هم می بردم . به هر حال اینم یکی از تازه های نشر سال قبل بود .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

آدم مبتذل و راضی باشد بهتر است تا مفلوک و فرهیخته .

 

هر آدمی فرصتش را دارد ، هر سربازی ممکن است روزی ژنرال شود .

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم شهریور 1393ساعت 6:26 توسط فرانک |

ترغیب

 

جین اوستین

رضا رضایی

 

انتشارات نی

آن دختر دوم یک بارونت ولخرج و کوته فکر است مری خواهر کوچک او از دواج کرده و ایزابت خواهر بزرگتر همه کاره ی خانواده و شبیه به پدر است . ان 8 سال قبل عاشق کاپیتان ونتورث شده اما به خاطر عدم رغبت پدرش و همچنین نصایح خانم راسل دوست خانوادگی از او دست شسته است اکنون بار دیگر در کنار هم قرار گرفته اند و قلب آن برای او می تپد هر چند ظاهرا کاپیتان دیگر به او علاقه ای ندارد .

خوب در حین خوندن کتاب از نویسنده های آشنا دیدم یک کتاب هم از خانم اوستین نشر نی تجدید چاپ کرده که رفتم سراغش داستان های عاشقانه این مدلی شبیه هم پیش می روند منم از خانم اوستین بدم می یاد اما این قدر هی بهم گفتن و گفتن واقعا تصمیم گرفتم با نظر مثبت کتابش را بخونم برای همین هی تقریبا لذت بردم هر چند خوب این کتاب ها سن و سال خودش را می طلبه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

به طور کلی موقعی که زنی ازدواج مجدد می کند مردم بی خود و بی جهت ناراحت می شوند حتی بیشتر از موقعی که آن زن ازدواج مجدد نمی کند .

 

آدمی که مدام کوتاه بیاید و قاطعیت نداشته باشد بیشتر ضرر می کند تا آدمی که هیچ تاثیری نمی شود رویش گذاشت .

+ نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور 1393ساعت 8:1 توسط فرانک |

مگره خشمگین می شود

 

ژرژ سیمنون

قاسم صنعوی

 

انتشارات گل آذین

کتاب شامل دو داستان هست

مگره خشمگین می شود : وقتی مگره بازنشسته شده پیرزنی نزد او می آید و عنوان می کند مرگ نوه اش تصادفی نیست

پیپ مگره : زنی همراه با پسرش نزد مگره می ایند و معتقد است کسی وادر خانه آنها می شود اما چیزی نمی دزدد

قشنگ بود . بعد این همه وقت داستان معمایی و کارآگاهی چسبید به خصوص که از این کارآگاه مگره خوشم هم می یاد . خوب وقتی هی می گذره می بینی تصمیم داری از همون نویسنده های قبلی کارهای جدید یا جدید ترجمه شده را بخونی این قدر قبلی ها زیاد شدند تا بیای بخونی دیگه وقت به هیچ جدیدی نمی رسه . منم فعلا تو همین روندم .  

+ نوشته شده در جمعه هفتم شهریور 1393ساعت 13:7 توسط فرانک |

سه روایت از یهودا

 

خورخه لوئیس بورخس

مانی صالحی علامه

 

انتشارات پارسه

داستان های فونس ، داغ زخم شمشیر و پایان را قبل معرفی کردم .

مضمون خائن و قهرمان : بررسی مرگ با توجه به داستان های تاریخی

مرگ و قطب نما : باز هم کارآگاه بازی در مورد یک تعداد قتل

معجزه ی پنهانی :مرد محوم به اعدام

سه روایت از یهودا : مردی که هر بار در مورد داستان عیسی و یهودا نتیجه گیری جدیدی دارد .

آیین ققنوس : پیروان فرقه ای به نام ققنوس

جنوب :مرد نیمه المانی نیمه ارژانتینی که در آرژانتین زندگی می کند

با اینکه حالات متن ادبی نبود و بیشتر مایه داستانی داشت خوشم نیومد چندان موضوعات بد نبود اما متنش یک جوری بود زیاد روان نبود به نظر من فکر کنم با ترجمه های آقای علامه مشکل دارم چون وقتی با ترجمه بقیه می خونم برام دل نشین تر جلوه می کنند داستان هاش .

+ نوشته شده در جمعه هفتم شهریور 1393ساعت 13:1 توسط فرانک |

پایان دوئل

 

خورخه لوئیس بورخس

کارگاه ترجمه ی شیراز

 

انتشارات بوتیمار

یک مجموعه داستان کوتاه دیگه از بورخس که داستان های انجیل به روایت مرقس ، دوست نااهل ، پایان دوئل ، دیدار ، خوان مورانیا و گوایاکوئیل را قبلا معرفی کردم .

دوئل : دو زن نقاش که با هم رقابتی خاص دارند .

قصه ی روسندو : مردی که در نوجوانی کسی را می کشد و ...

مزاحم : دو برادر که عاشق یک دختر بودند

بانوی سالخورده : دختر بازمانده از فرماندهی قدیمی

گزارش دکتر برودی : مبلغ مذهبی در یکی از قبایل سرخ پوستان

قشنگ بود دوست داشتم انتخاب هاشون از توی داستان های بورخس بود نه نوشته های کوتاهش و همین امر قضیه را برای من جذاب تر می کرد داستان های جالبی بودند البته که باز بیشتر سبک نوشتنش جذاب هست تا موضوع داستان یا روند پیگیریش .

+ نوشته شده در یکشنبه دوم شهریور 1393ساعت 9:11 توسط فرانک |

مطالب قدیمی‌تر